دکتر فرنوش جاراللهی، دانشیار گروه شنوایی‌شناسی دانشکده علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران، از اجرای یک طرح تحقیقاتی نوآورانه با عنوان «بررسی اثربخشی توانبخشی به روش تمرین‌های توجه بینایی–شنوایی در بزرگسالان مبتلا به وزوز گوش مزمن: مطالعه الکتروانسفالوگرافی کمی (qEEG)» خبر داد. ایشان با بیش از سه دهه فعالیت علمی و پژوهشی در حوزه شنوایی‌شناسی، بر ضرورت توسعه روش‌های درمانی مبتنی بر شواهد برای اختلالات شنوایی، به‌ویژه وزوز گوش مزمن، تأکید کرد.

وزوز گوش مزمن یکی از اختلالات شایع و چالش‌برانگیز سیستم شنوایی است که میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد و می‌تواند موجب اختلال در تمرکز، خواب و سلامت روان شود. در حالی که بسیاری از روش‌های درمانی موجود بر مدل‌های سنتی سیستم شنوایی استوار هستند، این پژوهش با الهام از یافته‌های نوین نوروفیزیولوژی، نقش تعامل میان سیستم‌های حسی، به‌ویژه بینایی و شنوایی، در فرایندهای توجه و ادراک صوت را مورد توجه قرار داده است. هدف این رویکرد، تعدیل تغییرات نوروپلاستیک نامطلوب در مغز است که در شکل‌گیری و تداوم وزوز گوش نقش دارند.

این طرح پژوهشی که بخشی از رساله دکتری آقای دکتر حسین نامورعارفی، دانشجوی دکتری شنوایی‌شناسی، محسوب می‌شود، با حمایت معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی ایران و با همکاری دکتر سامر محسن از دانشگاه دمشق، دکتر جلائی از دانشگاه علوم پزشکی تهران و مهندس رباط‌جزی در حوزه توسعه نرم‌افزار، اجرا شده است.

پژوهش حاضر در قالب یک کارآزمایی بالینی تصادفی‌شده (Randomized Clinical Trial) انجام شد. در این مطالعه ۴۵ فرد مبتلا به وزوز گوش مزمن در سه گروه ۱۵ نفره قرار گرفتند: گروه تمرین‌های توجه بینایی، گروه تمرین‌های توجه شنیداری و گروه تمرین‌های ترکیبی بینایی–شنیداری. شرکت‌کنندگان به مدت سه هفته و روزانه ۳۰ دقیقه از طریق یک اپلیکیشن موبایل طراحی‌شده برای این پژوهش تمرین‌ها را انجام دادند.

از نوآوری‌های اصلی این مطالعه می‌توان به طراحی نرم‌افزار اختصاصی برای ارائه تمرین‌ها، تمرکز بر مفهوم «توجه بین‌حسی»، و استفاده از الکتروانسفالوگرافی کمی (qEEG) برای بررسی تغییرات فعالیت مغزی پیش و پس از مداخله اشاره کرد. این رویکرد امکان تحلیل همزمان داده‌های رفتاری حاصل از آزمون‌های استاندارد توجه و داده‌های نوروفیزیولوژیک مغز را فراهم کرده است. چارچوب نظری این پژوهش بر مبنای مفاهیم نوروپلاستیسیته و تعامل حسی در علوم اعصاب شکل گرفته است.

نتایج اولیه این پژوهش نشان‌دهنده تأثیر مثبت تمرین‌های توجه بین‌حسی بر شاخص‌های توجه و الگوهای فعالیت مغزی مرتبط در افراد مبتلا به وزوز گوش مزمن است. در همین راستا، یک مقاله علمی درباره پروتکل طراحی و اجرای این مداخله در یک مجله بین‌المللی منتشر شده و دو مقاله دیگر مبتنی بر تحلیل داده‌های رفتاری و الکتروفیزیولوژیک در حال آماده‌سازی و ارسال به مجلات معتبر هستند.

به گفته دکتر جاراللهی، این رویکرد توانبخشی غیردارویی و کم‌هزینه می‌تواند به عنوان یک راهکار مؤثر در مدیریت وزوز گوش مزمن مورد استفاده قرار گیرد. قابلیت ارائه این مداخلات در قالب نرم‌افزار و به‌صورت توانبخشی از راه دور نیز امکان دسترسی گسترده‌تر بیماران به خدمات درمانی را فراهم می‌کند.

وی همچنین بر ضرورت حمایت هدفمند از پژوهش‌های میان‌رشته‌ای، توسعه زیرساخت‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری، برگزاری کارگاه‌های تخصصی و ایجاد درگاه ملی برای اشتراک‌گذاری پروتکل‌ها و داده‌های پژوهشی تأکید کرد. از دیگر نیازهای مطرح‌شده، تقویت همکاری با متخصصان مهندسی پزشکی و تأمین بودجه برای تهیه دستگاه‌های پیشرفته EEG‑ERP است.

در گام‌های بعدی، این تیم پژوهشی قصد دارد اثربخشی ترکیب تمرین‌های توجه با سایر روش‌های مدیریت وزوز گوش را بررسی کرده و یک اپلیکیشن جامع توانبخشی برای بیماران مبتلا به وزوز گوش طراحی و توسعه دهد. هدف نهایی این پروژه، ارائه یک بسته درمانی علمی، بومی و مبتنی بر شواهد برای بهبود مدیریت وزوز گوش و ارتقای کیفیت زندگی بیماران است.

خبرنگار نسیمه ستایش

:::

برچسب‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *