آقای دکتر محمود یوسفیفرد مجری طرح تحقیقاتی با عنوان: “بررسی اثربخشی پپتید اپلین در درمان و کنترل عوارض متعاقب ایسکمی/ریپرفیوژن قلبی با تکیه بر عملکرد قلبی، آپوپتوز و استرس اکسیداتیو؛ مرور نظاممند و متاآنالیز” در مورد این پژوهش نکات زیر را بیان نمودند.
آقای دکتر محمود یوسفیفرد، استادیار فیزیولوژی در مرکز تحقیقات فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی ایران هستند و حوزه اصلی فعالیت علمی و پژوهشی ایشان بر مبنای فیزیولوژی، تروما، آسیب های ایسکمی-ریپرفیوژن و بررسی راهکارهای نوین برای کاهش آسیبهای ناشی از این اختلالات است. در سالهای اخیر تمرکز ویژهای بر پژوهشهای مرتبط با آسیب ایسکمی/ریپرفیوژن قلبی، استرس اکسیداتیو، آپوپتوز و ارزیابی مداخلات درمانی نوین در این حوزه داشتهاند. این طرح نیز در امتداد همین مسیر علمی تعریف شد. این پژوهش در مرکز تحقیقات فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی ایران و با رویکردی تخصصی در حوزه عملکرد قلب، آسیب سلولی و متابولیسم قلبی انجام شده است.
از نظر پژوهشی، این مطالعه یک کار تجمیعی و تحلیلی در سطح بالا است؛ یعنی بهجای تکیه بر یک آزمایش منفرد، مجموعه شواهد پیشبالینی موجود در دنیا را بهصورت نظاممند گردآوری، ارزیابی و متاآنالیز کردهاند. این نوع کار پژوهشی کمک میکند تصویر دقیقتری از اثربخشی یک مداخله درمانی ارائه شود و مسیر تحقیقات آینده نیز روشنتر گردد. این پژوهش همچنین با ثبت پروتکل در سامانه بینالمللی PROSPERO و تبعیت از دستورالعمل PRISMA 2020 انجام شده که نشاندهنده رعایت استانداردهای معتبر پژوهشی است.
ایشان اضافه کردند دلیل اصلی انتخاب این موضوع، اهمیت بسیار بالای بیماریهای قلبیعروقی و بهویژه آسیب ایسکمی/ریپرفیوژن قلبی در سلامت جامعه بود. در واقع بیماری های قلبی-عروقی مهمترین عامل مرگ و میر در جوامع می باشد. در بسیاری از بیماران، باز شدن مجدد رگ و برگشت جریان خون اگرچه اقدامی حیاتی است، اما خود میتواند باعث تشدید آسیب بافتی، التهاب و مرگ سلولی شود. بنابراین همواره این پرسش مطرح بوده که چگونه میتوان در کنار درمانهای رایج، از قلب بهتر محافظت کرد. اپلین بهعنوان یک مولکول درونزا که در تنظیم عملکرد قلب و عروق نقش دارد، در سالهای اخیر توجه پژوهشگران را جلب کرده است. مطالعات مختلف نشان داده بودند که این پپتید میتواند بر قدرت انقباض قلب، خونرسانی، مسیرهای بقا، استرس اکسیداتیو و مرگ سلولی اثر بگذارد؛ اما نتایج مطالعات پراکنده، متنوع و گاهی متناقض بودند. به همین دلیل، با انجام یک مرور نظاممند و متاآنالیز، همه شواهد موجود یکجا بررسی شد تا بتوان به جمعبندی دقیقتری رسید. در اجرای این پژوهش، همکاران علمی، پژوهشگران همراه در فرایند جستوجوی نظاممند، استخراج دادهها، تحلیل آماری و ارزیابی سوگیری و خطاهای موجود در مطالعات منتشر شده نقش مؤثری داشتند. مطابق گزارش مطالعه، غربالگری مقالات، استخراج دادهها و ارزیابی خطر سوگیری بهصورت مستقل توسط چند پژوهشگر انجام شده و اختلافنظرها با اجماع حل شده است. این نشان میدهد پژوهش بهصورت تیمی و با رعایت اصول علمی پیش رفته است.
این پژوهش یک مرور نظاممند و متاآنالیز پیشبالینی است که با هدف ارزیابی اثربخشی پپتید اپلین در کاهش آسیبهای ناشی از ایسکمی/ریپرفیوژن قلبی انجام شد. در این مطالعه، مقالات منتشرشده در چهار پایگاه معتبر بینالمللی را تا پایان سال ۲۰۲۴ بررسی شدند و در نهایت ۲۶ مطالعه واجد شرایط وارد تحلیل شد. نوآوری اصلی این پژوهش در چند محور قابل بیان است. نخست اینکه این مطالعه بهجای تمرکز بر یک شاخص محدود، طیف وسیعی از پیامدها و عوارض ناشی از آسیب های قلبی را بررسی کرده است؛ از جمله عملکرد قلبی، اندازه ناحیه دچار سکته قلبی در قلب، فیبروز، استرس اکسیداتیو، مرگ سلول های قلبی، نشانگرهای بیوشیمیایی و شاخصهای متابولیک. در واقع تلاش شد تصویری جامع از اثرات اپلین بر قلب آسیبدیده ارائه شود. دوم اینکه در این طرح، علاوه بر بررسی اثر کلی اپلین، تحلیلهای زیرگروهی بر اساس نوع مدل آزمایشگاهی، نوع اپلین یا آنالوگهای آن، نوع ایسکمی و نحوه دوزدهی انجام شد. همچنین تحلیل متارگرسیون برای ارزیابی وابستگی یا عدم وابستگی اثرات به دوز دارو انجام شد؛ موضوعی که از نظر طراحی مطالعات آینده و انتقال دانش به مرحله کاربردی اهمیت زیادی دارد. نتایج نشان داد اپلین در بسیاری از شاخصهای مهم، اثر محافظتی قابل توجهی دارد. از جمله، بهبود عملکرد قلبی، کاهش اندازه انفارکتوس، کاهش فیبروز، کاهش مارکرهای آسیب قلبی و کاهش مرگ سلولی مشاهده شد. همچنین برخی شاخصهای متابولیک نیز بهبود پیدا کردند. این مجموعه یافتهها نشان میدهد اپلین میتواند از چند مسیر مختلف به محافظت از بافت قلبی کمک کند. ویژگی مهم دیگر این پژوهش، توجه همزمان به نقاط قوت و محدودیتهاست. فقط به اعلام اثرات مثبت بسنده نشد، بلکه خطر سوگیری، ناهمگونی بین مطالعات، احتمال سوگیری انتشار و قطعیت شواهد نیز بررسی شد. این رویکرد باعث میشود نتیجهگیریها واقعبینانهتر، علمیتر و برای برنامهریزی پژوهشهای بعدی مفیدتر باشند.
ایشان خاطرنشان کردند این پژوهش از نظر علمی به مرحله اجرا رسیده و خروجی آن بهصورت یک گزارش نهایی جامع و تحلیلی آماده شده است. اما از نظر کاربرد مستقیم در بالین، باید تأکید کرد که موضوع این طرح هنوز در مرحله پیشبالینی قرار دارد. یعنی شواهد بررسیشده عمدتاً از مطالعات حیوانی به دست آمدهاند و هنوز برای استفاده روتین در بیماران، به مطالعات استانداردتر پیشبالینی و سپس کارآزماییهای بالینی نیاز است. بنابراین میتوان گفت این پژوهش به مرحله بهرهبرداری علمی و سیاستگذاری پژوهشی رسیده است، چون مسیر آینده را روشن میکند، شکافهای دانشی را مشخص میسازد و زمینه طراحی مطالعات کاربردیتر را فراهم مینماید. اما بهرهبرداری درمانی مستقیم برای عموم مردم، مستلزم طی شدن مراحل بعدی تحقیقاتی و اخذ شواهد کافی از ایمنی و اثربخشی در انسان است. مهمترین ارزش این پژوهش برای مردم، کمک به توسعه درمانهایی است که بتوانند آسیب قلبی را پس از انسداد و بازگشت جریان خون کاهش دهند. در سکته قلبی و دیگر بیماریهای ایسکمیک قلب، بازگرداندن خونرسانی ضروری است، اما همین فرایند میتواند بخشی از بافت قلب را بیشتر دچار آسیب کند. اگر بتوان از طریق مولکولهایی مانند اپلین شدت این آسیب را کم کرد، احتمال حفظ بهتر عملکرد قلب، کاهش وسعت آسیب، کاهش عوارض بعدی و در نهایت بهبود کیفیت زندگی بیماران بیشتر خواهد شد. نتایج این پژوهش نشان میدهد اپلین در مدلهای حیوانی توانسته اندازه انفارکتوس، فیبروز، استرس اکسیداتیو و آپوپتوز را کاهش دهد و عملکرد قلب را بهبود ببخشد. اینها دقیقاً عواملی هستند که در شدت نارساییهای بعد از آسیب قلبی، طول دوره درمان و پیامدهای بیمار نقش دارند. بنابراین این طرح میتواند زمینهساز توسعه راهکارهای درمانی نوین برای کاهش عوارض قلبی، کم کردن بار بیماری و حتی کاهش هزینههای درمانی در آینده باشد. به بیان سادهتر، این پژوهش مستقیماً یک داروی نهایی به مردم ارائه نمیدهد، اما زیرساخت علمی لازم را برای رسیدن به درمانهای مؤثرتر در بیماران قلبی فراهم میکند؛ و این از نظر سلامت عمومی، ارزش بسیار بالایی دارد.
در پایان دکتر در مورد انتظار از مسئولین و متولیان امور پژوهشی در زمینه حمایت و یا توسعه فعالیتهای مشابه چیست و چه راهکارهایی پیشنهاد میکنید؟
انتظار دکتر یوسفی در مورد کمک مسئولان و متولیان پژوهش این است که از تحقیقات مسئلهمحور، بینرشتهای و قابل ترجمه به عرصه درمان حمایت جدیتری صورت گیرد. حوزه بیماریهای قلبیعروقی از مهمترین اولویتهای سلامت است و پژوهشهایی از این دست، اگر بهدرستی پشتیبانی شوند، میتوانند از مرحله شواهد آزمایشگاهی به سمت کاربرد بالینی حرکت کنند. به نظر ایشان چند اقدام ضروری است. نخست، تأمین بودجه پایدار برای پژوهشهای مرحلهبهمرحله؛ یعنی از مطالعات پیشبالینی، مطالعات مرور نظاممند تا کارآزماییهای بالینی. دوم، ایجاد بستر همکاری میان مراکز تحقیقات پایه، متخصصان بالینی، داروسازان و زیستفناوران تا یافتههای آزمایشگاهی سریعتر به محصولات یا پروتکلهای درمانی قابل استفاده تبدیل شوند. سوم، حمایت از استانداردسازی روشها و ارتقای کیفیت گزارشدهی، زیرا یکی از یافتههای مهم این مطالعه آن بود که بسیاری از پژوهشهای موجود با ریسک بالای سوگیری همراه بودهاند و این موضوع قطعیت شواهد را کاهش داده است. همچنین لازم است سیاستگذاران پژوهشی از ایجاد بانکهای داده، حمایت از ثبت پروتکلها، آموزش روششناسی پیشرفته و تقویت پژوهشهای مشترک ملی و بینالمللی پشتیبانی کنند. هرچه کیفیت طراحی پژوهشها بهتر باشد، امکان تصمیمگیری صحیح برای ورود به مرحله درمان انسانی نیز بیشتر خواهد شد.
در ادامه این مسیر علمی، هدف ایشان این است که پژوهش درباره اپلین و سایر ترکیبات دارای ظرفیت محافظت قلبی را از مرحله جمعبندی شواهد به سمت مطالعات استانداردتر و کاربردیتر هدایت کنیم. این مطالعه نشان داد که اپلین از نظر علمی یک گزینه امیدبخش است، اما برای رسیدن به مرحله استفاده درمانی، هنوز باید درباره دوز بهینه، زمان مناسب تجویز، نوع مؤثرتر مولکول و ایمنی آن در شرایط مختلف اطلاعات دقیقتری به دست آوریم. برنامه آینده ایشان حرکت به سمت پژوهشهای مکمل، تقویت همکاریهای علمی و طراحی مطالعاتی است که بتوانند فاصله بین یافتههای پایه و نیازهای بالینی را کمتر کنند. باور ایشان این است که پژوهش زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که بتواند در نهایت به بهبود سلامت مردم، کاهش رنج بیماران و ارتقای نظام درمانی کشور کمک کند.
